چارچوب حقوقی – نهادی تحقق اقتصاد درونزا در ایران / دکتر سید حسن حسینی
چارچوب حقوقی – نهادی تحقق اقتصاد درونزا در ایران
دکتر سید حسن حسینی – عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رامهرمز
عضو انجمن تخصصی فقه و حقوق سازمان بسیج حقوقدانان خوزستان
طرح مسئله
اقتصاد ایران طی چهار دهه گذشته بارها آرمان «خوداتکایی» و «اقتصاد مقاومتی» را در اسناد بالادستی تکرار کرده، اما فاصله میان شعار و تحقق درونزایی رشد همچنان عمیق است. این یادداشت استدلال میکند که ریشه این فاصله، نه در کمبود سرمایه انسانی یا ظرفیت علمی—که ایران در آن نسبتاً غنی است—بلکه در «ناکارآمدی نهادهای حقوقی حامی تبدیل دانش به ثروت» نهفته است.
چرا ایران نمونهی متناقض است؟
ایران در تولید علم (مقالات، رتبه دانشگاهی، نیروی متخصص) در سطح منطقه جایگاه قابل توجهی دارد، اما در شاخصهای نوآوری کاربردی (ثبت اختراع بینالمللی، صادرات فناورانه، سهم شرکتهای دانشبنیان از GDP) عملکردی بهمراتب ضعیفتر نشان میدهد. این شکاف—میان تولید دانش و تجاریسازی آن—دقیقاً همان نقطهای است که نظریه رشد درونزا آن را به «کیفیت نهادها» نسبت میدهد، نه به کمیت سرمایه انسانی. به بیان دیگر، مسئله ایران تولید ایده نیست؛ مسئله، بستری است که ایده در آن به سرمایه تبدیل نمیشود.
موانع نهادی-حقوقی مشخص ایران
۱) ضعف اجرایی مالکیت فکری (نه فقدان قانون)
ایران قانون ثبت اختراعات (۱۳۸۶) را دارد، اما مسئله اصلی اجراست: دادگاههای تخصصی محدود، فرآیندهای طولانی رسیدگی، و نبود پیوند این قانون با نظام مالیاتی و گمرکی برای بازدارندگی واقعی از نقض حق. نتیجه: نوآور داخلی ترجیح میدهد ایده را پنهان یا صادر کند تا آن را در بازار داخلی افشا کند.
۲) سلطه ساختار دولتی/شبهدولتی بر اقتصاد
حضور گسترده بنگاههای دولتی، نهادهای عمومی غیردولتی، و بنیادها در بازارهای کلیدی، رقابت را برای بازیگران خصوصی دانشبنیان نامتقارن میکند. این بنگاهها معمولاً دسترسی رانتی به منابع (ارز، اعتبار، مجوز) دارند که قاعده بازی را برای واحدهای نوآور کوچک، که وابسته به شایستگی فنیاند، ناعادلانه میسازد. این دقیقاً نقض اصل «نهادهای فراگیر» در برابر «نهادهای استخراجی» (به تعبیر آجماوغلو-رابینسون) است.
۳) اثر تحریم بر زیرساخت مالی نوآوری
تحریمها، ایران را از نظام بینالمللی مالکیت فکری، سرمایهگذاری خطرپذیر خارجی، و انتقال فناوری تا حد زیادی منزوی کردهاند. این وضعیت دو اثر متناقض دارد: از یک سو فشار برای جایگزینی داخلی (وارداتزدایی اجباری) را افزایش میدهد، از سوی دیگر دسترسی به سرمایه ریسکپذیر و بازارهای صادراتی فناوری را که برای مقیاسپذیری شرکتهای دانشبنیان ضروری است، محدود میکند. نتیجه، نوآوری «بهشرط بقا» است نه نوآوری رقابتی-صادراتی.
۴) بیثباتی سیاستگذاری و نااطمینانی حقوقی
تغییرات مکرر مقررات ارزی، مالیاتی و تجاری (گاه در بازههای ماهانه)، افق برنامهریزی بنگاههای نوآور را کوتاه میکند. برای فعالیت دانشبنیان که بازگشت سرمایه آن ذاتاً بلندمدت است، این نااطمینانی معادل افزایش نرخ تنزیل ریسک است و مستقیماً سرمایهگذاری در R&D را کاهش میدهد.
۵) پیوند ضعیف دانشگاه-صنعت
با وجود قانون «حمایت از شرکتهای دانشبنیان» (۱۳۸۹) و گسترش پارکهای علم و فناوری، چارچوب حقوقی روشنی مشابه Bayh-Dole برای تعیین مالکیت دستاوردهای پژوهشی دانشگاهی (حاصل از بودجه عمومی) و انتقال آن به بخش خصوصی وجود ندارد؛ ابهام مالکیتی، انگیزه تجاریسازی را در سطح دانشگاه تضعیف میکند.
پیشنهاد جهتگیری سیاستی
اصلاح باید از توالی نادرست «نخست فناوری، سپس نهاد» به توالی درست «نخست قاعده بازی، سپس فناوری» تغییر کند. در عمل این یعنی:
۱- تفکیک نهاد داوری مالکیت فکری از ساختار اداری کند دولتی و ایجاد رویه سریع رسیدگی
۲- شفافسازی و کاهش دسترسی رانتی نهادهای شبهدولتی به منابع ارزی و اعتباری
۳- ثباتبخشی به مقررات مرتبط با فعالیت دانشبنیان (حداقل افق ۵ ساله بدون تغییر)
۴- تدوین چارچوب حقوقی شفاف مالکیت پژوهش دانشگاهی مشابه مدلهای موفق منطقهای و بین المللی (نه لزوماً کپی از غرب)
جمعبندی
اقتصاد درونزا در ایران با کمبود ایده یا نیروی متخصص متوقف نشده؛ با نهادهایی متوقف شده که ریسک تبدیل ایده به سرمایه را برای نوآور داخلی غیراقتصادی میکنند. تا زمانیکه اصلاح نهادی-حقوقی—بهویژه در حوزه مالکیت فکری، رقابت بازار، و ثبات مقرراتی—مقدم بر سیاستهای تشویقی فناورانه قرار نگیرد، شکاف میان تولید علم و تولید ثروت در ایران تداوم خواهد یافت.
برچسب ها :دکتر سید حسن حسینی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0