به مناسبت چهارم خرداد، روز مقاومت و پایداری و روز دزفول
فقیه در مدارِ خطر؛ بازخوانی سیره عملی آیتالله سید مجدالدین قاضی دزفولی در قوامبخشی به مقاومت دزفول / به قلم: دکتر محمدامین جامعی
فقیه در مدارِ خطر؛ بازخوانی سیره عملی آیتالله سید مجدالدین قاضی دزفولی در قوامبخشی به مقاومت دزفول / به مناسبت چهارم خرداد، روز مقاومت و پایداری و روز دزفول
به قلم: دکتر محمدامین جامعی
مقدمه: دزفول، آزمایشگاه عینی «فقه مقاومت»
چهارم خرداد، در تقویم رسمی کشور، «روز مقاومت و پایداری» و روز دزفول نام گرفته است؛ شهری که در معرض صدها موشک و بمب، میتوانست خالی از سکنه شود، اما نماند. راز این ایستادگی، صرفاً در تاکتیکهای نظامی و سامانههای دفاعی خلاصه نمیشود؛ در قلب این پایداری، یک سیره عملی فقهی و اخلاقی وجود داشت که در شخصیتی چون آیتالله سید مجدالدین قاضی دزفولی تجسم یافته بود. دزفول در سالهای دفاع مقدس، بهنوعی «آزمایشگاه عینی فقه مقاومت» شد؛ و آیتالله قاضی در متن این آزمایشگاه، نهفقط «ناظر»، که «کنشگر» و «مربی» بود.
۱. حضور میدانی؛ فقیهی که پشت سر مردم نایستاد، در کنارشان ایستاد
یکی از برجستهترین ابعاد سیره عملی آیتالله قاضی، حضور میدانی و مستمر ایشان در کنار مردم بود. در منطق فقهی ایشان، امام جماعت و عالم دین، در هنگام هجوم دشمن، حق ندارد در منطقه امن بماند و تنها از دور موعظه کند. به همین دلیل:
– در بسیاری از حملات موشکی، ایشان سریعاً خود را به محل اصابت موشک میرساند؛
– میان آوار، مجروحان و خانوادههای شهدا قدم میزد؛
– بهجای آنکه صرفاً مدعی «صبر» باشد، صبر را قدمبهقدم همراه مردم تمرین میکرد.
این حضور عینی، ترجمان عملی این قاعدهی فقهی بود که: مکلف، در مقام دفاع از «نفس، عرض، مال و ایمان»، اگر قدرتی هرچند اندک داشته باشد، حقِ کنارکشیدن و تماشا ندارد. او این حکم را اول بر خود، و بعد بر دیگران جاری کرد.
۲. خطابههای بحران؛ مدیریت ترس عمومی با زبان قرآن و عقل
سیره عملی آیتالله قاضی در خطابه، بهویژه در لحظات اوج بحران، مثالزدنی است. منبر و خطبه برای ایشان فقط «ابزار تعلیم» نبود؛ ابزار مدیریت بحران بود. در فضایی که بمبارانها، افکار عمومی را بهسوی «ترک شهر، مهاجرت و ناامیدی» سوق میداد، ایشان در خطبهها:
۱. ترس را انکار نمیکرد؛ آن را به رسمیت میشناخت، اما
۲. با استناد به آیات صبر، جهاد، و وعده نصرت الهی، این ترس را به «انگیزه مقاومت» تبدیل میکرد؛
۳. با یادآوری مسئولیت دینی و ملی مردم دزفول در دفاع از کشور، ماندن در شهر را از سطح «احساساتی» به سطح «تکلیف شرعی» ارتقا میداد.
در منطق او، «فرار از شهری که در خط مقدم دفاع است در حالی که توان ماندن و کمک وجود دارد»، صرفاً یک انتخاب شخصی نبود؛ در بسیاری از موارد، نوعی ترک واجب دفاع تلقی میشد. این، همان پیوند سیره عملی ایشان با قاعده وجوب دفع ضرر از نفس و دین و بلاد مسلمین است.
۳. ماندن در دزفول؛ تجسم عملی «نفی سبیل» و نفی سلطه ترس
یکی از نکات مهم در سیره عملی ایشان، اصرار بر ماندن در دزفول در سختترین روزها بود. او میتوانست شهر را ترک کند، در منطقهای امنتر سکونت داشته باشد، و از راه دور پیام بدهد؛ اما آگاهانه تصمیم گرفت در دل شهر تحت موشکباران بماند. این ماندن، صرفاً یک فضیلت اخلاقی نبود؛ میشد آن را در قالب اصل «نفی سبیل» نیز فهم کرد:
– ترس و رعب، اگر بر جامعهای مسلط شود، راه تسلط دشمن را هموار میکند؛
– ترک شهر توسط نخبگان و عالمان، «سبیل» و راه نفوذ دشمن را در روح و روان مردم باز میکند؛
– با ماندنِ عالم در شهر و حضور کنار مردم، سبیل ترس، شایعه، فرار جمعی و ازهمگسیختگی اجتماعی قطع میشود.
سیره عملی او یعنی: عالم دینی اگر در لحظه خطر، همسطح مردم در معرض آسیب قرار نگیرد، نمیتواند داعیه «نفی سبیل» و «دفاع مشروع» داشته باشد.
۴. تبدیل سوگواری به سرمایه مقاومت؛ سیره او در مواجهه با شهادت و مصیبت
یکی دیگر از جلوههای سیره عملی ایشان، نحوهی مواجههاش با شهادت جوانان، تخریب خانهها و کثرت مصیبتها بود. در شهری که هر روز، خبر شهادت و آوار شنیده میشد، خطر اصلی این بود که سوگواریها به حس شکست و اعتراض به اصل مقاومت تبدیل شود. آیتالله قاضی، با رویکردی عمیقاً فقهی و اخلاقی:
– در مجالس تشییع و ترحیم، سوگ را به «افتخار و بصیرت» تبدیل میکرد؛
– با تأکید بر جایگاه شهید و مفهوم اجر صابرین، اجازه نمیداد رنج مردم به ناامیدی منجر شود؛
– با لحنی پدرانه، درد مردم را به رسمیت میشناخت و سپس آن را در افق «معنای الهی» قرار میداد.
این روش، نمونهای عملی از مدیریت عواطف جمعی در فقه مقاومت است؛ دفاع مشروع فقط با سلاح حفظ نمیشود؛ با حفظ معنای رنج و شهادت است که استمرار پیدا میکند.
۵. نقش او در انسجام اجتماعی؛ سیرهای فراتر از منبر
دزفول، ترکیبی از اقشار و طبقات متفاوت است. در شرایط جنگ، هر اختلاف کوچک، قابلیت تبدیل شدن به بحران دارد. سیره عملی آیتالله قاضی در این زمینه:
– برخورد بیتکلف و متواضعانه با همه اقشار؛
– پرهیز از دامنزدن به هرگونه نزاع حاشیهای؛
– تبدیل مسجد و نماز جمعه به «نقطه مشترک همه گروهها».
این سیره، تطبیق عملی این قاعده است که در موقعیت هجوم دشمن، حفظ وحدت و انسجام، مقدمه واجب برای دفاع مشروع است. او با رفتار خود، نشان داد که اختلافات فرعی در هنگامه دفاع، اگر به تضعیف جبهه منتهی شود، نوعی معاونت بر عدوان خواهد بود.
نتیجهگیری: چهارم خرداد، روز یک شهر و سیره یک فقیه
چهارم خرداد، فقط یک تاریخ در تقویم نیست؛ یادآور سیره عملی فقیهی است که دفاع را از متون فقهی به متن زندگی مردم آورد. آیتالله سید مجدالدین قاضی دزفولی (ره)، با ماندن در دزفول، با حضور در میان مصیبتدیدگان و مدیریت ترس عمومی، نشان داد که «فقه مقاومت»، اگر در رفتار فقیه تجسم نیابد، در جامعه کارکرد واقعی نخواهد داشت. گرامیداشت روز دزفول، در حقیقت گرامیداشت سیره عملی چنین فقیهانی است؛ سیرهای که برای امروز و فردای ما، همچنان خواندنی و الهامبخش است.
درباره ایشان:
آیتالله سید مجدالدین قاضی دزفولی (ره) از مبارزان انقلابی و یاران صدیق امام خمینی (ره) بودند که با حکم ایشان به امامت جمعه دزفول منصوب شدند. ایشان در تمامی سالهای پرخطر دفاع مقدس، با حضور مستمر در کنار مردم مقاوم دزفول، به عنوان محور وحدت و نماد استقامتِ این شهر شناخته میشدند و نقشی بیبدیل در حفظ انسجام اجتماعی و تقویت روحیه پایداری مردم داشتند.

برچسب ها :محمدامین جامعی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0