از مزرعه گندم تا سفره مردم؛ چرا فروش کیلویی ضروری است؟ / نویسنده: احمد رئیس زاده
نان از مزرعه آغاز میشود؛ از دانه گندمی که برای تولید آن آب، زمین، سرمایه و زحمت کشاورز صرف شده است. این گندم پس از طی مراحل مختلف به آرد تبدیل میشود و در نهایت انتظار میرود به نانی برسد که با کیفیت مناسب و قیمتی منصفانه بر سفره مردم قرار گیرد. به همین دلیل، چگونگی مصرف گندم و آرد تنها مسئله نانواییها نیست؛ بلکه با سرمایه ملی و زندگی روزمره مردم ارتباط دارد.
اما امروز بسیاری از مردم با یک پرسش ساده روبهرو هستند: چرا نان کوچکتر و در بسیاری موارد بیکیفیتتر شده، اما قیمت آن پیوسته افزایش مییابد؟
شاید بخشی از پاسخ در شیوه فروش نان باشد. وقتی نان بهصورت «یک قرص» فروخته میشود، خریدار معیار دقیقی برای سنجش آنچه میخرد ندارد. یک بربری ممکن است هر روز وزن متفاوتی داشته باشد، یک سنگک کوچکتر شود یا مقدار واقعی یک بسته لواش تغییر کند؛ اما چون معیار فروش، تعداد است، تشخیص کاهش وزن و مقایسه قیمت واقعی برای مردم آسان نیست.
اینجاست که ترازو میتواند حقیقت قیمت نان را روشن کند. نانی که در ظاهر ارزان به نظر میرسد، ممکن است پس از محاسبه قیمت هر کیلوگرم، بسیار گرانتر از آن چیزی باشد که خریدار تصور میکند. فروش وزنی، قیمت را از حالت مبهم خارج میکند و به مردم امکان میدهد بدانند در برابر پولی که میپردازند، دقیقاً چه مقدار نان دریافت میکنند.
پیشنهاد نیز روشن است: فارغ از نوع نان و فارغ از نوع و قیمت آرد دریافتی، نان بهصورت کیلویی به مردم عرضه شود.
این موضوع به معنای یکسان بودن قیمت همه نانها نیست. طبیعی است که قیمت هر کیلو لواش با سنگک، بربری یا نان تنوری یکسان نباشد. همچنین نانوایی که آرد یارانهای دریافت میکند، شرایط و هزینهای متفاوت با نانوایی آزادپز دارد. هزینه اجاره، دستمزد، انرژی، شیوه پخت و کیفیت محصول نیز بر قیمت نهایی اثر میگذارند.
بنابراین، واحد فروش میتواند برای همه یکسان باشد؛ اما قیمت هر کیلو نان با توجه به نوع نان، شیوه و کیفیت پخت، هزینههای تولید و بهویژه نوع و قیمت آرد دریافتی تعیین شود.
چنین روشی چند نتیجه مهم به همراه دارد: مردم میتوانند قیمت واقعی نان را با یک معیار مشترک مقایسه کنند و کاهش وزن یا افزایش قیمت برایشان آشکارتر میشود. از سوی دیگر، نظارت نیز تنها به حضور گاهبهگاه بازرس محدود نمیماند؛ خریدار با دیدن وزن و قیمت مشخص، خود به بخشی از فرآیند نظارت تبدیل میشود.
این شیوه در مورد آرد یارانهای اهمیت بیشتری پیدا میکند. وقتی مقدار آرد تحویلی مشخص و میزان نان فروختهشده نیز بر اساس وزن قابل اندازهگیری باشد، میتوان با توجه به نوع نان، میزان رطوبت، افت طبیعی پخت و ضایعات متعارف، رابطه میان آرد مصرفشده و محصول نهایی را دقیقتر بررسی کرد. این روش بهتنهایی قاچاق آرد را متوقف نمیکند، اما میتواند تا حد زیادی نظارت را مؤثرتر کند و زمینه انحراف و فروش آرد یارانهای در بازار آزاد را کاهش دهد.
البته ترازو بهتنهایی پاسخ همه مسائل نیست. نظارت بر کیفیت نیز اهمیت دارد تا وزن بیشتر از طریق افزایش غیرمتعارف رطوبت یا کاهش کیفیت حاصل نشود. ازاینرو، فروش وزنی زمانی کارآمدتر خواهد بود که در کنار آن، کیفیت آرد، میزان رطوبت، مواد افزودنی مجاز و کیفیت نهایی نان نیز مورد توجه قرار گیرد.
در نهایت، مسئله پیچیده نیست. فروش کیلویی، بدون آنکه قیمت همه نانها را یکسان کند، یک معیار مشترک و روشن برای سنجش در اختیار مردم قرار میدهد؛ معیاری که هم قیمت واقعی را شفافتر میکند، هم نظارت را آسانتر و هم مسیر مصرف آرد را قابل بررسیتر.
شاید زمان آن رسیده باشد که ترازو، معیار فروش نان شود؛ معیاری روشن برای آنکه مردم بدانند در برابر پولی که میپردازند، دقیقاً چه مقدار نان میخرند. از مزرعه گندم تا سفره مردم، شفافیت از وزن آغاز میشود
برچسب ها :احمد رئیس زاده
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0